هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
298
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ ما تَحْذَرُونَ » ( التوبة - 64 ) ( منافقان از آن روى بترسند كه خدا سورهاى بفرستد كه آنچه درون ناپاك آنهاست بر آنها آشكار سازد اى رسول بگو اكنون تمسخر كنيد و خدا از آنچه مىترسيد به سر شما خواهد آورد ) . اينها همه پس از وفات پيامبر ، از ميان رفت و بر ايشان كتاب خدا و سنت خود و اهل بيتش را كه به كشتى نوحشان تشبيه كرد و كتاب خدايى كه باطل از هيچ سوى بر آن راه ندارد قرينشان ساخت واگذاشت و همه مىدانستند كه پيامبر هيچ كس جز على را به آنچه كه امت در امروز و فردايش بدان نياز دارد ، مجهز نكرده و هم او بود كه با اعتماد كامل به خود و بىآنكه ميليونها مسلمان منكر شوند ، مىگفت : از من بپرسيد پيش از آنكه مرا از دست بدهيد سوگند به آنكه جانم به دست اوست درباره هر چه كه ميان شما تا روز قيامت مطرح مىشود و نيز دربارهء گروهى كه صد تن را هدايت مىكند و صد تن را گمراه مىسازد هر پرسشى داريد بكنيد و من از آواز خوان و رهبر و رهنما و مبدأ و مقصدش به شما خبر مىدهم . آنگاه يك بار ديگر رو به آنها كرده مىگويد : دربارهء كتاب خدا از من بپرسيد سوگند به خدايى كه جز او نيست هيچ آيهاى در آن نيست كه ندانم شب فرود آمده يا روز و در دشت نازل شده يا در كوه . ابن ابى الحديد از وى نقل مىكند كه فرموده : « اگر دستم مىرسيد ميان اهل تورات با تورات آنها و ميان اهل انجيل با انجيل آنها و ميان اهل قرآن با قرآنشان حكم مىكردم » . و همچنانكه اين سخنان از وى شنيدهاند همانگونه كه در روايت عبد اللّه بن عباس آمده اين را نيز از قول پيامبر شنيدهاند كه دربارهء او مىفرمود : به خدا سوگند كه نه دهم علم به على ( ع ) داده شده و در بخش دهم نيز با ديگران شريك است . و حتى اگر چنين متونى را ناديده بگيريم و زندگى امام على ( ع ) را مورد بررسى قرار دهيم مىبينيم كه او بيش از سى سال را در كنار رسول خدا بسر برده و جز به هنگام ضرورت از او جدا نشده است و حتى اگر فرض كنيم - كه هر كسى مىتواند فرض كند - كه او بنا به زعم اهل سنت از سوى رسول خدا به جانشينى تعيين نشده بلكه بنا به ادعاى آنها او را اهليت مىبخشيده و آمادهء اين مقام مىكرده در اين صورت نيز ناگزير بايد وى را به آنچه كه امت در دين و دنيايش نيازمند مىشده مجهز مىكرده است تا امت را در جهتى كه خدا مىخواست رهنمون مىشد . و معقول و منطقى نيست